در تو دو صفت است که خداوند آنها را دوست دارد: بردباري و تأنّي [رسول خدا صلي الله عليه و آله ـ به مردي فرمود ـ]
انجمن شعر زنان شيراز

مناجات


 


اي سر آفرينش "الشمس و الضحي"


فرمانرواي مطلق" في الارض و السماء"


مصداق واقعي"احاط بکل شيء"


اي خلسه قنوتم و اي ذکر ربنا


اي نبض هرچه نور به رگهاي آسمان


"اغفر لي الذنوب لتي تقطع الرجا"


غم بي اجازه در دل من پرسه مي زند


اي بهترين ترنم "يا ذکره شفا"


وقتي که شعله مي شوم از اشتياق تو


سر مينهم به سجده و لبريزم از دعا


اي بارگاه رحمت و مکنون کائنات


از من جدا کن اين من افتاده در خطا


بوي بهشت مي وزد از دستهاي تو


"يا سابغ النغم" زبهشتت مران مرا


"يا دافع النغم" زوجودم مهار کن


ابليس اين رجيم درونم خزيده را


*


يا رب دخيل بندگيم نا گسستني است


"واشدد علي العزيمه جوانحي"خدا


 


           اعظم قلندري



صنم ::: يکشنبه 20/8/1386::: ساعت 9:50 عصر

ناخداي من (براي پروانه نجاتي)


 


در وسعت دوباره جغرافياي من


پيوند خورد روح تو با واژه هاي من


پيوند خورد حرف دلم با کلام تو


افتاد روي قافيه ها رد پاي من


با دست شعر مشت به در مي زدم ولي


چشمان تو گشود قفس را براي من


من تشنه اي به جرعه دانسته هاي تو


تو حس آسماني بي انتهاي من


گاهي مرا به کوچه الفاظ بردي و


گاهي به گوش عشق رساندي صداي من


از راه مي رسي به صداي پرنده ها


وقتي که ابري است غزل در هواي من


هي مست ميشوند کنارم ترانه ها


هي شعر ميچشند ز جامت به جاي من


دريا تويي پرنده تويي آسمان تويي


در جزرومد شعر تويي ناخداي من


ققنوس وار زاده ي خاکستري هنوز


پروانه اي که شعله گرفتي به پاي من


تصوير تب گرفته ي شعرم براي تو


اي ذوق محض! زنده بماني براي من


 


              اعظم قلندري 



صنم ::: شنبه 12/8/1386::: ساعت 8:26 صبح


عاشقانه هاي هزاره سوم


 


آنقدرها که عاشق او بودم او نبود


درواژه هاي سوخته اش رنگ وبو نبود


 


من با تمام سادگي ام حرف ميزدم


در چشم او ولي هوس گفت وگو نبود


 


مي گفت با تو هستم ومثل تو عاشقم


اما درون سينه او هاي و هو نبود


 


حتي اگر قبول کنم لاف عشق را


آنقدرها که دربدرش بودم او نبود


 


آنقدر محو او شده بودم که روز و شب


غير از خيالش آينه ام روبرو نبود


 


دامن کشيده بود و ازاين کوچه ميگذشت


وقتي مرا مضايقه از آبرو نبود


 


آن روزها که چيدم از آن باغ سبز سيب


دست فريبکاريش اينقدر رو نبود


                    (پروانه نجاتي)



صنم ::: چهارشنبه 9/8/1386::: ساعت 9:59 صبح

 


 


ضريح


 


کجا؟کجا؟چه شتابي است در پرستوها


کدام سمت افق ميدوند آهوها


در اين سکوت معطر دراين هواي غريب


چقدر عاطفه باريده روي شب بوها


پياله هاي نياز آب ميشوند از شوق


به يمن معجزه بي سحرهاو جادوها


براي چنگ زدن لاي گيسوي خورشيد


گره نميخورد اين شانه ها به بازوها


ضريح شعله ور چشم هاي ملتهب است


در ازدحام فروزان اين هياهوها


مسافران سراسيمه ميرسند از راه


کبوترانه غريبانه از فراسوها


که ابرهاي اجابت بهانه ها دارند


زمان تکيه سرها به بغض زانوها


 


 (پروانه نجاتي)


 


 



صنم ::: دوشنبه 7/8/1386::: ساعت 9:50 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/4/1387- 1:50 ص] تأخير
[4/1/1387- 1:35 ص] بهار
[27/10/1386- 12:11 ع] بال هايم کو؟
[26/10/1386- 11:6 ع] اذان عشق
[19/10/1386- 8:30 ع] فراخوان شب شعر عاشورا
[10/10/1386- 3:6 ع] صديقه اميدوار
[19/9/1386- 10:5 ص] شعر خانم اشرف صفا زاده
[30/8/1386- 11:8 ع] ويژه ميلاد امام رضا(ع)
[19/8/1386- 6:5 ع] مهسا عسکري-راحله حسيني
[12/8/1386- 8:27 ص] ليلا اسماعيلي
[12/8/1386- 8:24 ص] مريم اسمعيل نژاد شيرازي
[6/8/1386- 3:26 ع] آغازي با.....
[آرشيو شده ها]

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 4
بازديد ديروز: 6
کل بازديد :1828

>> درباره خودم <<
انجمن شعر زنان شيراز
صنم[16]
انجمن شعر زنان شيراز در سال 1374توسط سرکار خانم پروانه نجاتي تاسيس شده است.جلسات هفتگي اين انجمن روزهاي چهارشنبه 5-5/3تشکيل گرديده و اعضا به شعرخواني ونقد اشعار ميپردازند.

>>آرشيو شده ها<<

>>لوگوي وبلاگ من<<
انجمن شعر زنان شيراز

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<


>>موسيقي وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<